مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩۱/٧/۱٧ | ٤:۳۸ ‎ب.ظ | | نظرات () |

 

 

از  قافله جا ماندم

درست بیست و چند سال پیش،

ماندم...

 

زندانی این روزگار زشت شدم...

روزگاری که

نه از جنس من است نه از برای من...

چه رسمیست دنیا!

از گردشش می نالیم و می نالیم

و روز زمین گیر شدنمان را جشن میکیریم!

 

۱۳٩۱/٧/۱٧ | ٢:٥٢ ‎ب.ظ | | نظرات () |

 

اینجا چقد سوت و کوره ...

چقدر  همه چیز زود فراموش میشه...

عمیق ترین رابطه هام کم رنگ میشه ...

خسته شدم از دوست داشتن و فراموش شدن...

انگاری هیشکی تو دنیای به این بزرگی منو درک نمیکنه ...

باهام هم احساس نیس...

زندگیم شده پر از هیجانات و دلخوشیای زود گذر...

که نمیشه دل به هیچیش بست ....

خیلی سر درگم و حیرونم...

خیلی احساس تنهایی میکنم ...

خیلی .......

شاید خدام  دیگه نمیفهمدم ...

شایدم من اونو و کاراشو نمیفهمم ...

واقعا بعضی وقتا خسته میشم از زندگی کردن ....

خسته شدم از زنده بودن  ........

هرکی م یه راهی جلو پام میزاره..

میدونم همه شون  بی راهه س ت ت ت ت ت ت ت  ..........

مامان بیراهه میگه .....همه بیراهه میگن......

کیه که درکم کنه ه ه ه ه........

هیشکی نیست .........

قادر به تصمیم هیچی نیستم ......

به هرکیم دل ببندم اخرش تنهاییه ...

مثه الان که تنها شدم .......

دیگه دارم به این نتیجه میرسم ..همه چیز توو این دنیا دروغ و پوشالیه...

هیچ حسی موندگار نیس..

هیچ رابطه ای موندگار نیست...

 

 

۱۳٩۱/٧/۱٥ | ۸:٢۱ ‎ب.ظ | | نظرات () |

سلام مسعود جونم

خوبی؟

دلم برات تنگ باشده ..اومدم توو وبلاگت برات بنویسم

تو که الان مشغول ستایش و نیایش کوچولویی..

شایدم داری براشون میخندی ...خوشحالم اگه تو خوشحال باشی عشقم...

اینروزا  خ خسته میشم ..شایدم چون عادت ندارم به کار

به صب زود بیدار شدن

ببخش اگه بعضی وقتا خابم میبره..

همش توو این فکرم مسعود مبادا  این کاره  باعث بشه از هم دور بشیم ؟؟

من که همیشه و هر لحظه با توام

فعلا یه مدتی میرم تا ببینم چی پیش میاد مسعود

خودمم خیلی مرددّم. و تردید دارم....

شاید نرم دیگه

توام یه کم تحملم کن ببینیم چی میشه

باشه مسعودم؟؟؟

خیلی مواظب خودت باش عشقم.......

خیلی دوست دارم م م م م م م ........

ااااا   مسعود الان   اس   دادی ...

واااااااااااااااااااای  چی نوشتی..دیوووونه !!!!!!!!!!

 

مسعوددد ! میدونی چیه !

اصلا نمیخام به این فک کنم که شاید گناهه بعضی حرفا که میزنیم...!!

چون فک میکنم به تو تعلق دارم ....

ولی وقتی به واقعیت فک میکنم میبینم که شاید واقعیت ....

داغون میشم م م م م م م ........میشکنم ولی

دوست داشتنه تو انقد زیاده که من به لحظه ایشم راضی م ...

نمیدونم چه م شده ...

واقعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا  نمیدونم ..

خدا کنه خدا  ببینه !!!!!! کمکم کنه !!!!!!!

تو همه شرایط کمکم کنه ......

میبو سمت عشقم

 

۱۳٩۱/٧/٧ | ٥:٥٧ ‎ب.ظ | | نظرات () |

 

 

 

 

 

هی‌ تنهایی‌ بی‌ صدایی از تکرار ترسیدام

زخمو دردا
ترس از فردا به پوچی رسیدم

با تو فراموشم می‌شه واسه یه همیشه دستای
سردم

با تو فراموشم می‌شه واسه همیشه ترک‌های قلبم

منو ببر از ویرنی
از ابرای بارونی تو حرفای نگفتمو میدونی‌

از این کوچه با تو میرم چون توی
مسیرم

مثل خورشید صبح امید تو دستت جون میگیرم

با تو فراموشم می‌شه
واسه یه همیشه دستای سردم

با تو فراموشم می‌شه واسه همیشه ترک‌های
قلبم

منو ببر از ویرنی از ابرای بارونی تو حرفای نگفتمو میدونی‌

 

 

 

 

 

 

quality:320kbps

size:6.9mb


۱۳٩۱/٧/۱ | ۱:٠٤ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir